خدایا ! تو را همچون فرزند ِ بزرگ ِ حسین بن علی "ع" ، سپاس می گذارم که دشمنان مرا از میان احمق ها برگزیدی ، که چند دشمن ِ ابله ، نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصّش عطا می کند .
*
خدایا ! مرا به خاطر "حسد" ، "کینه" و "غرض" ، عملۀ آماتور ظلمه مگردان .
*
خدایا ! جهل آمیخته با خود خواهی و حسد ، مرا ، رایگان ، ابزار ِ قتّالۀ دشمن ، برای حمله به دوست ، نسازد .
*
خدایا ! "عقیده" ی مرا از دست "عقده" ام ، مصون بدار.
*
خدایا ! به من قدرت تحمل عقیدۀ مخالف ارزانی کن .
*
خدایا ! مرا همواره آگاه و هوشیار دار ، تا پیش از شناختن ِ "درست" و "کامل" ِ کسی یا فکری - مثبت یا منفی - قضاوت نکنم .
*
خدایا ! رشد عقلی و علمی ، مرا از فضیلت ِ "تعصب" ، "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
*
خدایا ! این آیه را که بر زبان داستایوفسکی رانده ای ، بر دلهای روشنفکران فرود آر که : "اگر خدا نباشد ، همه چیز مجاز است ". جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف و انسان ، پوچ است ، و انسان ِ فاقد ِ معنی ، فاقد ِ مسئولیت نیز هست .
*
خدایا ! مرا از نکبت دوستی ها و دشمنی های ارواح حقیر ، در پناه روحهای پر شکوه چون علی "ع" و دلهای زیبای همه قرنها - از گیلگمش تا سارتر ، و از لوپی تا عین القضات ، و از مهراوه تا رزاس - پاک گردان .
*
خدایا ! شهرت ، منی را که "می خواهم باشم" ، قربانی ِ منی که "می خواهند باشم" ، نکند.
*
خدایا ! در روح من ، اختلاف در "انسانیت" را ، با اختلاف در "فکر" و اختلاف در "رابطه" ، با هم میامیز ، آنچنان که نتوانم این سه اُقنوم ِ جدا از هم را باز شناسم .
*
خدایا ! مرا در ایمان ، "اطاعت ِ مطلق" بخش ، تا در جهان ، "عصیان ِ مطلق" باشم.
*
خدایا ! به من "تقوای ستیز" بیاموز ، تا در انبوه ِ مسئولیت نلغزم ، و از "تقوای پرهیز" مصونم دار تا در خلوت ِ عُزلت ، نپوسم .
*
خدایا ! مرا به ابتذال ِ آرامش و خوشبختی مکشان . اضطراب های بزرگ ، غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذت ها را به بندگان ِ حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.
*
خدایا ! مرا هرگز مراد ِ بی شعورها و محبوب ِ نمک های میوه مگردان .
*
خدایا ! اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید ِ "شبه آدم های اندک" [اشباه الرجال ] را متوجه شوم ، چه ، دوست تر می دارم "بزرگواری گول خور" باشم تا ، همچون اینان ، "کوچکواری گول زن".
*
خدایا ! مرا از فقر ِ ترجمه و زبونی ِ تقلید نجات بخش تا قالبهای ارثی را بشکنم ، تا در برابر "قالب ریزی" ِ غرب ، بایستم و تا - همچون این ها و آن ها - دیگران حرف نزنند و من فقط دهنم را تکان دهم !
*
خدایا ! مرا یاری ده تا جامعه ام را بر سه پایۀ کتاب ، ترازو و آهن استوار کنم ، و دلم را از سه سرچشمۀ حقیقت ، زیبایی و خیر سیراب سازم .
*
خدایا ! این کلام مقدس را که به "روسو" الهام کرده ای ، هرگز از یاد من مبر که :"من دشمن ِ تو و عقاید ِ تو هستم ، اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم "!
*
خدایا ! در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند ، مرا با "نداشتن" و "نخواستن" ، رویین تن کن .

خدایا ! در تمام عمرم ، به ابتذال لحظه ای گرفتارم مکن که به موجوداتی برخورم که در تمامی عمر ، لحظه ای را در ترجیح "عظمت" ، "عصیان" و "رنج" ، بر "خوشبختی" ، "آرامش" و "لذت" ، اندکی تردید کرده اند .
*
خدایا ! به هر که دوست می داری بیاموز که: عشق از زندگی کردن بهتر است . و به هرکه دوست تر می داری ، بچشان که : دوست داشتن از عشق برتر !
*
خدایا ! به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، مذهب بی عوام ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان ، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود ، گستاخی بی خامی ، مناعت بی غرور ، عشق بی هوس ، تنهایی در انبوه جمعیت ، دوست داشتن بی آنکه دوست بداند ، روزی کن .
*
خدایا ! مرا از همۀ فضایلی که به کار مردم نیاید محروم ساز ! و به جهالت ِ وحشی ِ معارف ِ لطیفی مبتلا مکن که ، در جذبۀ احساس های بلند ، و اوج معراجهای ماورا ، برق گرسنگی را در عمق چشمی ، و خط کبود تازیانه را بر پشتی ، نتوانم دید !
*
خدایا ! به من زیستنی عطا کن که در لحظۀ مرگ ، بر بی ثمری ِ لحظه ای که برای زیستن گذشته است ، افسوس نخورم ، و مُردنی عطا کن که بر بیهودگیش ، سوگوار نباشم .
بگذار آن را من ، خود ، انتخاب کنم ، اما آنچنان که تو دوست داری .
*
خدایا ! "چگونه زیستن" را تو به من بیاموز ؛ "چگونه مُردن" را خود خواهم دانست .
*
خدایا ! مرا از این فاجعۀ پلید "مصلحت پرستی" - که چون همه کس گیر شده است ، وقاحتش از یاد رفته و بیماری ای شده است که ، از فرط ِ عمومیتش ، هر که از آن سالم مانده باشد بیمار می نماید - مصون بدار ، تا به "رعایت مصلحت ، حقیقت را ذبح شرعی نکنم".
*
خدایا ! مگذار که :
ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ، مرا با کسبۀ دین ، با حَمَلۀ تعصب و عَمَلۀ ارتجاع هماواز کند .
که : آزادی ام اسیر پسند عوام گردد.
که : "دینم" در پس "وجهۀ دینی ام" دفن شود .
که : عوامزدگی ، مرا مقلد تقلید کنندگانم سازد .
که : آنچه را "حق می دانم" ، به خاطر آنکه "بد می دانند" ، کتمان کنم !
*
خدایا ! رحمتی کن تاایمان ، نام و نان برایم نیاورد ، قوّتم بخش تا نانم را - و حتی نامم را - در خطر ایمانم افکنم ، تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند ، نه آنها که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند.
*
خدایا ! همواره تو را سپاس می گذارم که هر چه در راه تو و در راه پیام تو ، پیشتر می روم و بیشتر رنج می برم ، آنها که باید مرا بنوازند ، می زنند ، آنها که باید همگامم باشند ، سدّ راهم می شوند ، آنها که باید حقشناسی کنند ، حقکشی می کنند ، آنها که باید دستم را بفشارند ، سیلی می زنند ، آنها که باید در برابر دشمن دفاع کنند ، پیش از دشمن حمله می کنند و آنها که باید در برابر سمپاشی های بیگانه ، ستایشم کنند ، تقویتم کنند ، امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند ؛ سرزنشم می کنند ، تضعیفم می کنند ، نومیدم می کنند ، متهمم می کنند ، تا - در راه تو - از تنها پایگاهی که چشم یاری ای دارم و پاداشی ، نومید شوم ، چشم ببندم ، رانده شوم ... تا تنها امیدم تو شود ، چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند ، تنها از تو یاری طلبم ، تنها از تو پاداش گیرم ، در حسابی که با تو دارم ، شریکی دیگر نباشد ، تا :
تکلیفم با تو روشن شود ، تا تکلیفم با خودم معلوم گردد ، تا حلاوت ِ "اخلاص" را - که هر دلی اگر اندکی چشید ، هیچ قندی در کامش شیرین نیست - بچِشَم .
خدایا ! اخلاص ، اخلاص !
***
ای خداوند ! به علمای ما مسئولیت ، و به عوام ما علم ، و به مؤمنان ما روشنایی ، و به روشنفکران ما ایمان ، و به متعصبین ما فهم ، و به فهمیدگان ما تعصب ، و به زنان ما شعور ، و به مردان ما شرف ، و به پیران ما آگاهی ، و به جوانان ما اصالت ، و به اساتید ما عقیده ، و به دانشجویان ما ... نیز عقیده ، و به خفتگان ما بیداری ، و به بیداران ما اراده ، و به مبلّغان ما حقیقت ، و به دینداران ما دین ، و به نویسندگان ما تعهد ، و به هنرمندان ما درد ، و به شاعران ما شعور ، و به محققان ما هدف ، و به نومیدان ما امید ، و به ضعیفان ما نیرو ، و به محافظه کاران ما گستاخی ، و به نشستگان ما قیام ، و به راکدان ما تکان ، و به مُردگان ما حیات ، و به کوران ما نگاه ، و به خاموشان ما فریاد ، و به مسلمانان ما قرآن ، و به شیعیان ما علی ، و به فرقه های ما وحدت ، و به حسودان ما شفا ، و به خودبینان ما انصاف ، و به فحاشان ما ادب ، و به مجاهدان ما صبر ، و به مردم ما خودآگاهی ، و به همۀ ملت ما : همت ِ تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش .
پانوشت : هر کدام ما شاید - و حتما - مشمول بخشهایی ( کم یا زیاد )از این دعاهای از دل بر آمده و شگفت هستیم ؛ پس همه مان "آمین" گوی این دعاها باشیم ...
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب ،در صبح باز باشد
عجب است اگر توانم که سفرکنم ز کویت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد ؟
زمحبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آن است که پاکباز باشد

به کرشمۀ عنایت ، نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که زخویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد؟
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی؟
تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم ،چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو باز بینی،غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که بر گرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی ،قدم مَجاز باشد
پ . ن: برای کسی که سالی سه چهار بار خدمت آقا می رسد ، دو سال ! دوری از او ، شکنجه ای وحشتناک است . می دانم که قلب مهربان امام رئوف مرا بخشیده که به حضورم طلبیده است . در این مکان خوب ، به یاد همه دوستان خوبم هستم ؛ به یاد همه !
خدایااااااااااا !
"بعضی" ها را اگر قابل هلاکت نیستند
هدایت فرما ...

پانوشت ندارد . شما بنویسید
می گفت : نخستین باری که به حج مشرف شدم و اولین باری که چشمانم به خانه خدا افتاد سجده کردم . آنگاه خطاب به خداوند عرض کردم : خدایا ! من در همین لحظه ، از تمامی کسانی که من حقی به گردنشان دارم گذشتم ؛ چه مالی و چه معنوی ، چه کم و چه زیاد ، چه مطلع باشم و چه بی خبر باشم ، من الان از هیچ کس ناراضی نیستم و همه را به طور کامل بخشیدم .
و ادامه داد : آنگاه سرم را رو به خانه خدا بالا آوردم و گفتم : خدایا ! من در این لحظه ، از تو بخشنده ترم ! اگر تو مرا نبخشی !
و گفت : و چون هیچ کس از خدا بخشنده تر نیست ، کاملا مطمئنم که تو مرا بخشیده ای .
***
اینها را چند سال پیش در یکی از شبهای قدر از زبان آیت الله حاج آقا "مجتبی تهرانی" شنیدم و از آن موقع تاکنون همیشه با همین ترفند ، سراغ خدا می روم و به بخشندگی و مهربانی مطلق او چنگ می زنم.

این ترفند برای مواقع عادی سال است اما برای این شبها که از غروب تا سحر ، درهای آسمان باز است و زمین پر می شود از حضور پر شمار فرشتگان و بر طبق احادیث بسیار زیاد ، دعاها در این ماه و در این شبها مستجاب است ، کار بسیار راحتتر است و امید به گذشت خدا ، یقینی تر .
از آنجا که امسال چیزی برای امام علی "ع" ننوشتم ، این حدیث را هم از همین مجلس هدیه به دوستان خوبم می کنم :
قال رسول الله "ص" : مَن احبَّ علیا ، قَبِل الله تعالی منه صلاته و صیامه و قیامه و استجاب دعائه .
هر کس علی "ع" را دوست داشته باشد ، خداوند متعال نمازش را و روزه اش را و شب زنده داریش را قبول می کند و دعایش را مستجاب می کند.
این شبها را با توسل به امام علی "ع" ، حاجتهای خود را در دسترس ببینید.
دوستان خود را هم از یاد نبرید ...




